اسلام وسرنوشت دردناك زنان در طول تاريخ
«كانت مريم سيدة نساء زمانها اما ابنتى فاطمة فهى سيدة نساء العالمين من الاولين و الاخرين»:
«مريم بانوى زنان عصر خود بود، اما دخترم فاطمه بانوى همه زنان جهان از اولين و آخرين است» (پيامبر اكرم(ص))
زنان در طول تاريخ سر گذشت دردناكى داشتند، و از آنجا كه از نظر جسمانى نسبت به جنس خشن، - مردان - كمى ضعيفتر بودند، زورگويان و ظالمان در طول تاريخ سعى داشتند شخصيت انسانى آنها را به همين دليل لگد مال كنند، و چه جناياتى كه در اين راه نكردند، مخصوصاً در محيط عربستان و در عصر جاهليت (هر چند تمام دنيا در آن زمان در جاهليت فرو رفته بود) بيش از همه جا شخصيت زن پايمال شده بود.تا آنجا كه زن را همچون كالائى مبادله مىكردند.سهمى از ارث مردان براى آنها قائل نبودند.تولد دختران را ننگ مىپنداشتند، و آنان را را زنده به گور مىكردند وعجب اينكه حتى قوانين طبيعى را در اين زمينه ناديده گرفته و مىگفتند «بچههاى دختران ما فرزندان ما نيستند فرزندان ما تنها بچههاى پسران ما مىباشند و اين شعر از آن زمان بر اساس همين تفكر به يادگار مانده است:بنونا، بنوابنائنا و بناتنا بنوهن اپنا الرجال الاباعد! (پسران پسران ما، پسران ما مىباشند - و پسران دختران ما، پسران مردان دور از ما هستند). اما اسلام كه براى ارزشهاى انسانى والهى گام به ميدان گذارده بود سخت با اين تفكر جاهلى به مبارزه برخاست وبراى احياى شخصيت از دست رفته، زن قيام كرد:
از طريق موعظه و اندرز و آموزشهاى فرهنگى .از طريق وضع قوانين به نفع زنان و شركت دادن آنها در مسائل مختلف، و سرانجام از طريق شدت عمل در مقابل كسانى كه حاضرنبودند در برابر اين حقايق تسليم شوند.
در حديث آمده است:
«اسما بنت عميس» همسر «جعفربن ابى طالب» با شوهرش از حبشه بازگشت و به ديدن همسران پيامبر آمد، يكى از سوالاتى كه مطرح كرد، اين بود: آيا چيزى از آيات قرآن درباره زنان نازل شده است؟ آنها اظهار بى اطلاعى كردند!
«اسما» به خدمت پيامبر آمد عرض كرد اى رسول خدا جنس زن گرفتار خسران وزيان است؟ (و شايد حق داشت اين سخن رابگويد چون سالها از مبدأ وحى دور مانده بود و گمان مىكرد اصولى كه بر جامعه جاهليت حاكم بود بقايايش هنوز باقى مانده است).پيامبر فرمود چرا؟عرض كرد به خاطره اينكه در اسلام قرآن فضيلتى درباره آنها همانند مردان نيامده است!با اينكه سال پنجم هجرت بود و هيجده سال از طلوع اسلام مىگذشت و درباره احياى شخصيت زن در قرآن و حديث مطالب فراوانى وارد شده بود، ولى باز براى تأكيد بيشتر آيه 35 سوره احزاب نازل شد. آيهاى كه در حقيقت بيانگر همه ارزشها است، ارزشهائى كه در زنان و مردان يكسان است، و از برترين موقعيت برخوردار مىباشد.
ارزشهاى كه در ده بخش خلاصه شده است،مىفرمايد:
«ان المسلمين و المسلمات».«والمؤمنين و المؤمنات».«و القانتين و القانتات».«والصادقين والصادقات».«والصابرين و الصابرات».«والخاشعين و الخاشعات».«والمتصدقين و المتصدقات».«والصائمين و الصائمات».«والحافظين فروجهم والحافظات».«والذاكرين اللّه كثيراً والذاكرات».«اعداللّه لهم مغفره و اجراً عظيماً»:
«مردان مسلمان و زنان مسلمان»«مردان باايمان و زنان باايمان»،«مردان مطيع فرمان خدا و زنان مطيع فرمان حق»،«مردان راستگو و زنان راستگو»،«مردان صابر و شكيبا و زنان صابر و شكيبا»،«مردان با خشوع و زنان با خشوع»،«مردان انفاق گر و زنان انفاق گر»،«مردان روزه دار و زنان روزه دار»،«مردانى كه شرمگاه خود را نگاه مىدارند و زنان پاكدامن و با عفت»،«و مردانى كه بسيار به ياد خدا هستند و زنانى كه بسيار خدا را ياد مىكنند»،«خدا براى همه آنها آمرزش و پاداش عظيمى فراهم ساخته است».
و به اين ترتيب اسلام آخرين سخن را در اين زمينه بيان كرد، و نشان داد كه زنان و مردان دوش به دوش يكديگر در مسير زندگى به سوى خدا، و به سوى ارزشهاى انسانى، گام برمى دارند در صورتى كه از شرائط يكسانى در اين مسير برخوردار باشند.
بعضى تعجب مىكنند چگونه اسلام به زنان حق داده است در برابر شير دادن فرزندان خود مطالبه اجرت كنند:
«فان ارضعن لكم فآتوهن اجورهن، (سوره طلاق، آيه6) پس اگر براى شما [به فرزندانتان] شير دهند و اجر آنان را به آنها بپردازند.
كدام زن است كه براى شير دادن به فرزند دلبندش مخصوصاً موقعى كه با مرد زندگى مشترك دارد، اجر و مزدى مطالبه كند؟!
ولى نبايد فراموش كرد كه اين دستورات به خاطر آن است كه اسلام بگويد نه تنها زن يك انسان است و داراى همه حقوق انسانى.نه تنها او در مورد اموالش حق تصميمگيرى دارد، و مرد نمى تواند بى رضاى او، حق او را زير پا بگذارد، بلكه اگر بخواهد در برابر شيردادن هم حقش را مطالبه كند، مىتواند. و اين دستور در آن محيط چه تأثير عميقى داشت؟!
كوتاه سخن اينكه اسلام حق بزرگى بر زنان جهان دارد، زيرا آنها را از چنگال ظلم ظالمان تاريخ نجات داد، به شرط آنكه دستورات اسلام در اين زمينه مو به مو به كار گرفته شود. والسلام .