|

حامد کرزی، رئیس جمهور، به عربستان رفت تا به دامن ملک عبدا... چنگ درافکند که میان او و طالبان، میانجی گری کند.......
رو به سوی خانهی خَمّار دارد پیر ما
حامد کرزی، رئیس جمهور، به عربستان رفت تا به دامن ملک عبدا... چنگ درافکند که میان او و طالبان، میانجی گری کند. این سفر در فاصله ی بسیار کوتاه، پس از کنفرانس لندن انجام می شود. کنفرانسی که یکی از موضوعات محوری آن بحث مذاکره با طالبان و اختصاص هزینه ای هنگفت برای به انجام رسیدن این پروژه بود. آقای کرزی از همانجا ـ اجلاس لندن ـ نیز دست توسل به سوی عربستان دراز کرد و از پادشاه این کشور برای نهایی سازی معضل مذاکره با طالبان مدد خواست.
در زمان حکومت طالبان، عربستان سعودی، در کنار امارات متحده ی عربی و پاکستان، یکی از سه کشور جهان بود که "امارت اسلامی طالبان" را به رسمیت شناخت. همچنین گفته می شود طراح و تئوریسین اصلی شکل گیری تشکلی به نام طالبان، انگلستان بوده و عربستان در این میان، مسئولیت حمایت مالی از این گروه را بر عهده گرفته و پاکستان مأموریت عملیاتی کردن این طرح را بر دوش داشته است.
با این پیشینه، اگرچه ذات اقدام آقای کرزی که به منظور به میان آوردن فرصت های صلح آمیز سیاسی در کشور انجام می شود؛ ستودنی است؛ اما به نظر می رسد که جناب رئیس جمهور برای برگرداندن ناراضیان طالبان، سوراخ دعا را گم کرده اند. در همین حال، تردیدهایی که برخی از مقامات عربستانی در این خصوص و مخصوصا در زمینه ی انقطاع طالبان از القاعده داشته اند؛ نشانگر آن است که این کشور نیز تمایل زیادی به پیوستن طالبان به دولت مرکزی ندارد. افزون بر این، حزب اسلامی حکمتیار نیز که از نظر منش و تفکر سیاسی به طالبان نزدیک است و عملا در صفوف مخالفان مسلح حکومت قرار گرفته است، برای عقیم ساختن تلاش های آقای کرزی، به تکرار، هشدار داد که از مواضع پیشین خود فرود نخواهد آمد و شرایط اول این گروه برای سرازیر شدن به شهرها، شرایط آخر آن است.
فراتر از همه ی این ها جایگاه عربستان در منطقه و در میان کشورهای اسلامی جای تأمل فراوان دارد. آنچنان که پیدا است هیچ کشور و دولتمردی، این کشور را به عنوان رهبر جهان اسلام نمی شناسد. درواقع، عربستان قداست آغازین اش را که از مجرای قرار داشتن دومکان مقدس مسلمانان در این کشور، مکه ی مکرمه و مسجد نبوی (ص)، به دست آورده بود؛ با انقیادها و انضباط هایی بی قید و شرط اش در برابر سیاست های غربیان و به ویژه ایالات متحده ی آمریکا؛ از دست داده است.
دولت عربستان، نظام خنثایی شمرده می شود که علی الرغم برخورداری از ذخایر عظیم نفتی و جایگاه جغرافیایی مهم در خاور میانه و جهان اسلام، هرگز نتوانسته است نسبت به تحولات دنیای اسلام نقش و سهمی درخور ایفا کند. بدتر از این، در جنگ بیست و دو روزه ی غزه، این عربستان بود که به گفته ی یکی از مهره های موساد (سازمان استخباراتی رژیم صهیونیستی اسرائیل) در کنار مصر که متعهد شده بود مرز رفح را به روی ساکنان بی دفاع باریکه ی غزه فروببندد؛ هزینه ی هنگفت مالی این جنگ را به سود اسرائیل تقبل کرده بود. برهمین اساس بود که مفتی اعظم عربستان فتوا صادر کرد که شرکت در تظاهرات ضد اسرائیلی شرک است! چرا که عربستان به دنبال نابودی حماس بود و از این جهت می توان گفت این کشور همان کار را در حق این جنبش انجام داد که اسرائیل می خواست.
در مورد حزب الله لبنان نیز دولت عربستان همین سیاست را در پیش گرفته است. بحران تشکیل دولت ملی لبنان سرانجام و پس از نزدیک به یازده ماه از طریق پادرمیانی کشور کوچک قطر به فرجام رسید و این عربستان بود که علی الرغم داعیه داری رهبری جهان اسلام، از انجام مسئولیت های خود در قبال دنیای اسلام ناتوان ماند. با این حال، افغانستان که بخشی از جهان اسلام به شمار می رود و از سویی هم عربستان، پیشینه ی مشخصی در زمینه ی طالبان دارد، چگونه می تواند از همکاری های این کشور بهره ای ببرد که امنیت و بهبود سایر بخش های حیات سیاسی و اجتماعی آن را به کار آید؟ تعداد مشاهده :346
دفتر آيت الله العظمي محسني (دامت بركاته) -Okhovat.ORG |