|

این عنوان ممکن است برای صحیفه، کمی ـ یا شاید خیلی ـ آمیخته با خودستایی باشد. چیزی که مطمئنا هیچ خواننده ای را خوش ......
صحیفه؛ یک سال سربلند
به بهانه ی اولین سالگرد انتشار نامه ی هفتگی صحیفه
این عنوان ممکن است برای صحیفه، کمی ـ یا شاید خیلی ـ آمیخته با خودستایی باشد. چیزی که مطمئنا هیچ خواننده ای را خوش نمی آید. اما مراد ما از یک سال انتشار همراه با سربلندی صحیفه، التزام و تعهد این نامه ی هفتگی به خط فکری آغازین خود و عدم عدول و عبور آن از خط قرمز راهبردهای تعریف شده ای است که به ویژه در نخستین شماره ی خود پوشش داده بود.
در زمانه ای که رنگ ها و نیرنگ ها بیش از هرچیزی انسان امروز و از همه بیشتر رسانه های سیاسی و سیاستمداران رسانه ای امروز را به بازی می گیرد، ـ به رغم زعم آنان که می انگارند رنگ ها را تردستانه به بازی می گیرند ـ؛ یک رنگی و بی نیرنگی، برای رسانه ای که به یک جریان سیاسی مطرح و شناخته شده و پرپیشینه وابسته است و امکان رنگ بازی های فراوان سیاسی نیز برایش همواره فراهم می باشد؛ ارزش و هنر بزرگی به شمار می آید. درست به همین دلیل است که صحیفه این حق را به خود می دهد که با نگاهی به فراپشت، در ارزیابی و ارزش گذاری کارنامه ی یک سال گذشته ی خود، شادمانه به خود ببالد و بر پیشانی ویژه نامه ی یک سالگی خود عنوان درشت «یک سال سربلند» را شجاعانه بکوبد.
با این حال، داوری در مورد کارنامه ی ژورنالیستیک صحیفه، به معنی همخوانی و همسویی آن با ارزش ها و اصول ژورنالیسم مدرن و یا تخطی آن از این خط، و نیز توانمندی و ناتوانی آن در پردازش و تحلیل واقع بینانه ی رویدادهای سیاسی و تحولات اجتماعی و اقتصادی و مهم تر از همه، سهم و نقش آن در باروری و پویایی و پایایی خردورزی و اندیشه گری جامعه ی فرهنگی و مطبوعاتی ما، بحث دیگری است و در جای خود ـ با مخاطب های آشنا ـ از زبان اصحاب اندیشه و اهالی قلم و رسانه، مورد بازکاوی و واشکافی قرارگرفته است.
کسانی که در حوزه ی کار سانه ای و به ویژه رسانه های مکتوب از تجارب و پیشینه ی کاری برخوردارند، به خوبی می دانند که یک سالگی صحیفه، چندان هم که تصور می شود؛ به آسانی فرادست نیامده است. فرازوفرودهای فراوان و پستی ـ بلندی های بسیاری در این یک سال، صحیفه را سایه وار همراهی کرده اند. اما با همه ی این ها این نامه ی هفتگی، از پای نیفتاده و این مسیر دشوارگذار و سنگلاخی را تا اینجا که اکنون ایستاده است، پیروزمندانه درنوردیده است.
در این مورد بر خود واجب می دانم که از حمایت های معنوی و دلگرمی دادن های پدرانه ی حضرت استاد اکبری، صاحب امتیاز فرزانه ی صحیفه، و نیز جناب معلم محمد علی اکبری که فراهم سازی بار سنگین امکانات چاپ و انتشار صحیفه را بر دوش می کشند، سپاسگزاری ویژه و بی شائبه کنم.
با آن که صحیفه، بخش قابل توجهی از حرف هایش را در عرض یک سال گذشته به خوانندگان خود عرضه کرده است و به نظر نمی رسد که نیمه ی پنهانی در چشم انداز بررسی رویکردها و موضعگیری های آن وجود داشته باشد؛ اما در عین حال، در این فرصت، لازم می بینم به برخی از سرفصل های راهبرد و رویکرد رسانه ای این نشریه، برای تبیین و توضیح بیشتر اما با شتاب، نگاهی بیفکنیم:
صحیفه و مردم:
در بینش و منش رسانه ای صحیفه، هیچ چیزی فراتر و مهم تر از مردم نیست. اما به یاد داشته باشیم که در این نگرش، بحث دین و باورهای ماورائی مطرح نیست و ما از منظری سخن می گوییم که برپایه ی واقعیت های عینی بشری استوار است. در این فرض، مردم، به مفهوم کلیتی که از اقوام، زبان ها، مذاهب و جغرافیاهای متکثر و گوناگون تشکیل شده است؛ در محور راهبردهای رسانه ای صحیفه قرار دارد. این بدان مفهوم است که صحیفه نسبت به ساکنان افغانستان، به همگرایی پلورالیستیک انسانی باور دارد و همبودگی ساکنان این جغرافیای سیاسی را به عنوان انسان افغانستانی و نه برپایه ی مرزبندی های غیر ملی قومی ـ قبیله ای، دایرمدار ارزش های نیرومند و مشترک دینی و در سطح روابط و مناسبات اجتماعی، قابل تحقق عینی می داند.
افزون بر این، نگرش انسانی به شهروندان افغانستان، بریده از موقعیت جغرافیایی، تعلقات مذهبی، ویژگی های فرهنگی ـ زبانی و گرایش های سیاسی آنان، این حقیقت را تبیین می کند که عدالت اجتماعی، به عنوان چتری که همه ی شهروندان کشور را در نسبت عادلانه ی انسانی با یکدیگر، تحت پوشش قرار می دهد؛ تنها در قالب انسان های همانند و برخوردار از امتیازات مشروع و همسان شهروندی، معیار و مبنای فعالیت رسانه ای صحیفه است.
با این حال، صحیفه، از عوام زدگی مطبوعاتی و فرود آمدن در سطح «نشریات زرد» می پرهیزد و تلاش می کند با خوددداری از تنزل در ساحت پسند و پذیرش عوام، همچنان یک رسانه ی فرهیخته و نخبه گرا باقی بماند.
صحیفه و دولت:
نگاه صحیفه در قبال دولت و کارکردهای آن، مبتنی بر حمایت نقادانه است. صحیفه خود را ملزم می داند که از ساختار سیاسی موجود، با همه ی کژی ها و کاستی های غیر قابل کتمانش حمایت کند. دولت افغانستان، نتیجه ی مشارکت مشروعیت بخش مردمی و حمایت گسترده ی جامعه ی بین الملل بوده و از اعتبار سیاسی ملی و بین المللی برخوردار است. این نشان می دهد که حمایت از چنین نظامی، به مفهوم رعایت بخش مهمی از منافع ملی ماست. اما نباید از یاد برد که نه حمایت مطلق و نه نقد یکجانبه، هیچ کدام نه تنها همسو با ارزش ها و اصول عام و جهانی ژورنالیستیک نیست؛ بلکه تداعی گر انحراف از جاده ی موازین شناخته شده ی اخلاق سیاسی و رسانه ای نیز هست.
به همین جهت رعایت اعتدال در نقد همراه با ارائه ی راهکارهای برون رفت از بحران، و تقویت مبانی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی نظام، با عنایت ویژه به دستاوردها و کارکردهای برازنده ی ملی آن، نه تنها مسئولیت صحیفه، که هر رسانه و انسان افغانستانی است.
از همین روی است که تأکید می کنیم نگرش نقادانه ی صحیفه به دولت، بر خلاف تعریفی که از مفهوم و مقوله ی نقد در رسانه ها و جریان های سیاسی یک سویه نگر جامعه ی ما، نهادینه شده است؛ آمیزه ای از حمایت و نقد مشفقانه در چارچوب اصول و ارزش های ناظر بر منافع ملی، به منظور تقویت هنجارها و حقوق شهروندی در چارچوب گردن گذاری به ایجابات قانون، می باشد. برای همین است که صحیفه، موضعگیری نقادانه نسبت به نظام سیاسی کشور را در جهت کمک به تثبیت و تقویت قانون گرایی دولتی در کوتاه مدت و درازمدت، می داند.
به همین ترتیب، صحیفه، مطالبات خود را به ویژه در زمینه های پاسخگویی و مسئولیت پذیری مسئولان دولتی در برابر مردم، به عنوان مهم ترین منبع اقتدار و مشروعیت و مقبولیت سیاسی دولت، همواره مطرح کرده و پس از این نیز با استناد به ملزومات قانون اساسی و حقوق شهروندی یکایک مردم افغانستان، در صدر فهرست اولویت های رسانه ای خود قرار خواهد داد.
صحیفه و نیروهای بین المللی:
حضور نیروهای خارجی در افغانستان همواره در محور گفتمان های سیاسی قرار داشته و چند و چون های زیادی را در سطح محافل و جریان های سیاسی داخلی برانگیخته است. واکنش هایی که تا کنون در این زمینه ابراز شده اند؛ عمدتا از کارنامه ی این نیروها در افغانستان آب می خورند. کشتار غیر نظامیان، ارج نگذاردن به ارزش های دینی و فرهنگی جامعه ی مسلمان ما، ایجاد زندان های خصوصی و ناهماهنگی با نیروهای امنیتی داخلی، به ویژه در انجام عملیات نظامی؛ از مواردی است که در هشت سال گذشته، کارنامه ی حضور این نیروها را در افغانستان با شک و شائبه های زیادی همراه کرده است. چندان که شماری از نیروهای سیاسی فعال، با استناد به این نحوه و پیشینه ی حضور و عمل نیروهای بیگانه، افغانستان را کشوری اشغال شده و این نیروها را اشغالگر می خوانند.
صحیفه اما این باور را در قبال نیروهای ناتو و ائتلاف ندارد؛ ولی از نظام مندی قانون مدار حضور آنان در خاک خود حمایت می کند. این موجبیت را قانون اساسی افغانستان، وجود دولت مبتنی بر انتخابات و تفکیک قوا و نیز تمامیت ارضی و شناسنامه ی بین المللی داشتن کشور ما که مستلزم برخورداری از استقلال عمل در سیاستگذاری های درونی و بیرونی خود می باشد؛ به میان می آورد.
بر این اساس، این مسئولیت دولت است که نیروهای بیگانه را در افغانستان مطیع و منقاد قوانین داخلی و بین المللی بسازد و به ویژه حساسیت های دینی و ملی مردم این آب و خاک را برای آنان و به منظور تقویت انگیزش تعامل انسانی آنان با مردمان بومی، در قالب اقتضائات ارزشی حاکم بر هنجارهای رفتاری و اصول زیست اجتماعی شهروندان افغانستان، تبیین نماید.
بنابراین، حضور این نیروها در افغانستان، ضمن آن که باید بر اساس هماهنگی تنگاتنگ با نیروهای امنیتی داخلی تعریف شود؛ نبایستی کشتار مردم بومی و بی دفاع و تجاوز به حریم باورهای دینی آنان را به همراه داشته باشد.
صحیفه و مسأله ی زبان:
زبان برای صحیفه به مثابه ی شاخص بنیادین هویت و شاکله ی وجود جمعی مطرح است و اهمیتی همسنگ با کل فرهنگ جامعه ی ما دارد. این بدان جهت است که میان زبان و زادبوم، به عنوان اقلیم انس ازلی، پیوندی پایدار و گسست ناپذیر وجود دارد. به تعبیر هانس گئورگ گادامر «زادبوم، امري ازلي است و پيش از همه، اين زبان است كه با زادبوم پیوند و نسبت دارد. در واقع، آداب و سنت ها همه، امور مألوف و مأنوس ماست كه از خلال زبان طنين مي افكنند. در حقيقت، زادبوم مقدم بر هر امري، زادبوم زباني است. زبان مادري براي هر انساني شمه اي از ازليت زادبوم را در خويش حفظ مي كند. بنابراين، زندگي؛ تأمل، مأوا گزيدن و مراقبه در زبان است.» و صحیفه، به عنوان رسانه ای که در پی دست یافتن به زبان معیار است و این تلاش را در کارنامه ی یک سال گذشته ی خود تا اندازه ی زیادی به منصه ی ظهور رسانیده است؛ می کوشد این «تأمل»، «مأوا گزیدن» و «مراقبه در زبان» را در سیاستگذاری های ادبی ـ زبانی خود حفظ کند.
این مطمئنا غیر از آن عصبیت مبتذلی است که به رویارویی و تقابل زبان ها و نژادها می انجامد و امروزه، با دریغ فراوان، حتی در سطوح عالی کشور ما در بالاترین سطح خود جریان دارد. بنابراین، صحیفه تلاش می کند ضمن رعایت اصول معیاری زبان نوشتار و به ویژه ادبیات مدرن پارسی دری، به همه ی فرهنگ ها و زبان های دیگر نیز ارج نهد. طبیعی است که یک بخش این راهبرد به ویراستاری فنی و درست نویسی واژگان و رعایت اصول سجاوندی و نشانه گذاری در نوشتار مربوط می شود که خوشبختانه با وسواس و حساسیت ستایش برانگیز مسئولان صحیفه، کارنامه ی یک سال گذشته ی این رسانه ی مکتوب، از این جهت نیز درخشان و مثبت بوده است.
از جانب دیگر، به همان میزان که دیگر ارزش های فرهنگی ما در معرض هجمه و حمله ی بی رحم محصولات فرهنگی و فرآورده های رسانه ای دیاران دور و فرهنگ های بیگانه قرار گرفته است؛ زبان های ما نیز به مفهوم عام خود و زبان پارسی دری، در محدوده ی خاص خویش، از این آسیب پذیری فراگیر مستثنا نیست.
با توجه به این که بخش قابل ملاحظه ی هویت فرهنگی ـ تاریخی هرجامعه ای در قالب ویژگی های متشخص زبانی آن تبارز می کند و امروزه، بحران هویت، از رهاوردهای گریزناپذیر سرازیری فناوری های تکنولوژیک و تعاملات فرهنگی عصر فشردگی جهانی در قالب دهکده ی جهانی است، سپر برگرفتن در برابر این تیر و شمشیرها نیز مسئولیت انکارناپذیر فرهنگی و رسانه ای ما است.
پرروشن است که با ژرف اندیشی متأملانه در چندانی و چگونگی این فرایند، خیلی بیشتر از این باید تدابیر اندیشید و خاکریزها کند و پرچم ها برافراشت و سنگرها آراست؛ اما با دریغ و درد که صحیفه را کاری فراتر از این برای یاری فرهنگ و زبان این دیار، در یارا نیست.
صحیفه و خاور میانه:
خاور میانه و تحولات سیاسی آن، در رسانه های افغانستان جایگاه شاخص و برازنده ای ندارد. بخشی از این اهمال، ممکن است به نگرش سطحی رسانه های ما به رویدادهای سیاسی این اقلیم مربوط شود و بخشی نیز به سیاست های آگاهانه و سازماندهی شده ی نشراتی آنان.
در این میان، صحیفه اما سلوک رسانه ای ویژه ای دارد و از منظری دیگر و حتی منحصر به فرد، به این بخش از جغرافیای جهان اسلام، به عنوان هسته ی مرکزی تحولات امروز و آینده ی دنیای ما می نگرد: آرماگدون و آخرالزمان.
انتشار پیوسته ی پروتکل های یهود در صحیفه که نزدیک به یک سال، ستون ویژه ای را در این نشریه به خود اختصاص داده است، ناشی از همین نگرش به قضایای خاور میانه است. البته بایستی به یاد داشته باشیم که خاور میانه، تنها فلسطین و لبنان و اسرائیل و به ویژه رویارویی این رژیم با حماس و حزب الله نیست. خاور میانه، گرانیگاه سیاستگذاری های راهبردی غرب مسیحی و اسرائیل صهیونیستی برای بسط و توسعه ی هژمونی سیاسی، نظامی، دینی و فرهنگی خود است و برای این کار ـ که به زعم آنان در نهایت به استیلای جهانی دکترین دینی ـ سیاسی صهیونیستی ـ مسیحی غرب و نابودی ارزش ها و استوانه های دینی اسلام می انجامد ـ ؛ میلیاردها دالر هزینه کرده اند و می کنند.
آنچه در این خصوص از سوی آنان به کار گرفته می شود، به مراتب، بنیادی تر و راهبردی تر از آن است که ما فکر می کنیم. بسیاری از کارشناسان ما قضیه ی فلسطین و اسرائیل را چیزی فراتر از شهرک سازی های غاصبانه ی یهودی در کرانه ی باختری رود اردن و مخالفت فلسطینیان با این پدیده نمی پندارند؛ اما موضوع، خیلی عمیق تر و پردامنه تر از این است. به واقع، این شهرک ها، شاهرگ های استراتژیک میدان نبرد نهایی حق و باطل ـ آرماگدون ـ در سرزمین قدس است و یهود نیز تنها به شهرک سازی در این منطقه، بسنده نمی کند. یهود صهیونیستی، فراتر از این می اندیشد و ورای پندار ما عمل می کند. تسخیر و تصرف تمامی سرزمین های اسلامی و یهودی سازی جهان، با قرائت نژاد برتر و قوم برگزیده ی خدواند بر بنیاد داده های تحریفی و انحرافی کتاب مقدس و دست یافتن به ارض موعود، حد اقل راهبردی است که از توسعه ی حضور یهودیان در فلسطین دنبال می شود. آنان در پی ایجاد امپراتوری ای هستند که قلمرو آن «از نیل تا فرات» را فرابگیرد.
بنابراین، آنچه در خاور میانه جریان دارد، جدال آخرالزمانی حق و باطل است و جناح و جانب باطل، سال هاست که از تمامی توان و امکانات مالی، تسلیحاتی، رسانه ای و به ویژه سینمایی خود برای خاتمه دادن به این بازی تاریخی به سود خویش بهره می برد.
130 سال است که در غرب جغرافیای عالم، دانشجویان ویژه ای از دانشگاه هاي وابسته به کليساي کاتوليک، در رشته ی آخرالزمان شناسي فارغ التحصيل می شوند و در ايالات متحده ی آمريکا بيش از 257 کالج و دانشگاه در اين رشته تدریس می کنند. آیا می شود از خود مان بپرسیم که اگر این موضوع مهم نیست، چرا بايد در سرزميني که گاهي گمان مي کنيم عاري از مذهب است، اين تعداد دانشگاه و کالج، تنها برای رشته ی آخرالزمان شناسی وجود دارد؟
در آن سوي درياي مديترانه در دهه ی 90 بيش از 60 درصد پرفروش ترين فلم هاي هاليوود در خصوص آخرالزمان بود. آيا ساخت فلم هايي با اين موضوعات، صرفا براي سرگرم کردن مردم است؟
همین دو هفته ی پیش، در 3683 سينما در آمريكاي شمالي و 58 كشور جهان، فلم جديد و آخرالزماني «2012» بر روي پرده رفت و در سه روز اوّل نمایش آن 70 ميليون دالر فروش برای آن پيش بيني شده بود. اين فلم با فاصله ی كمي از فلم آخرالزّماني «Nowing» ساخته و اكران شده است. فلمي كه در همين يكي دو ماهه ی اخير به نمايش درآمد و ماجراي عروج نوتولد يافته هاي مسيحيان پروتستان ـ ایوانجلیست ها ـ قبل از ظهور حضرت مسيح و بازگشت شان به زمين پس از واقعه ی آرماگدون را به نمايش مي گذاشت. اين سلسله سر دراز دارد و در ازاي ساخت اين آثار سینمایی، به جاري بودن موضوع آخرالزّمان گرايي و مفتوح بودن پرونده ی اين موضوع در میان سران پشت پرده ی تأسيس نظم نوين جهاني و مقابله كننده با جريانات پرقدرت فرهنگي و تمدني ديني در شرق اسلامي باز مي گردد.
در کنار این فعالیت های رسانه ای و دانشگاهی، بحث هزینه های نظامی غرب و سایر کشورهای جهان، که با مدیریت و جهت دهی غرب جریان دارد، نیز بسیار مهم و تکان دهنده است: هزينه ی نظامي جهان امروز به 900 ميليارد تا يک تریليون دالر در سال بالغ می شود؛ و هزينه ی کل جنگ های جهان در هردقيقه، به 2 ميليون دالر می رسد. به باور آگاهان، اگر این جنگ ها به مدت 18 روز متوقف شوند؛ هیچ انسانی در جهان، دیگر از سوء تغذیه رنج نخواهد برد. این در حالی است که در همین سال 2009 ، يک ميليارد انسان در دنيا گرسنگی می کشند. بر این ارقام و آمار سرگیجه آور و حیرت زا، هزينه ی ارتش آمريکا را نیز بیفزایید که در هر روز به يک ميليارد و 250 ميليون دالر بالغ می شود.
بنابراین، نگاه صحیفه به خاور میانه، نگاهی راهبردی و استراتژیک است که در اصل، برگرفته از نگاه دیگران به این جغرافیای اسلامی است و در سال های آتی انتشار صحیفه نیز همچنان ادامه خواهد یافت.
فروتنانه باید اعتراف کنیم که ما بهره ی چندانی از مواریث فرهنگی و دینی مان در خصوص امر آخرالزمان نبرده ایم و اساسا در نگرش های مدیریتی و حتی در برنامه ریزی های راهبردی مان، چیزی به نام آینده اندیشی و فرداگرایی و آخرالزمان شناسی و حتی زمان شناسی، جایگاهی ندارد. پس دست کم این شجاعت را داشته باشیم که اگر آنان «انبار قیامت» احداث می کنند و ذخایر استراتژیک شان را برای نبردهای پایانی تاریخ و صد البته با استفاده از متون و منابع دینی ما غنی می سازند؛ ما در رسانه های مان با هزینه ای که برای کنار هم گذاردن کلمات اختصاص می دهیم؛ نیم نگاهی اندک به این موضوعات بیفکنیم.
سپاسگزاری:
در پایان، برخود لازم می دانم که از همکاری تمام خوانندگان فرهیخته ی صحیفه که با نقدهای حضوری و گاه کتبی خود موجب غنامندی و فربهی این نامه ی هفتگی شده اند، تشکر نمایم و مهم تر از همه بر خود واجب می دانم که از همکاری بی شائبه ی جناب آقای سید محمد حسین فرهنگ، نویسنده ی فرزانه ای که به ویژه در زمینه ی مطالب دینی صحیفه، سهم برازنده ای داشته اند، جناب آقای عباس حسن زاده، مدیر اجرایی صحیفه، که با نظارت مسئولانه ی خود بر سیستم چاپ و توزیع آن، موجب غنای کیفی و انتشاراتی آن شده اند، جناب آقای تقی حسن زاده، که اگر نبود برگ آرایی فوق العاده و تخصصی ایشان، کار صحیفه تا این حد چشمگیر و موفق به فرجام نمی رسید، برادرم سید علی راحل که فراتر از این نمی توانمش چیزی گفت، جناب آقای محمد حسین محمودی، مسئول وب سایت اینترنتی صحیفه که هرهفته با دقت و وسواس زیاد، کار به روز رسانی آن را بر دوش دارند، جناب آقای نسیم صالحی که امانتدارانه، زحمت توزیع صحیفه را می کشند، و نیز جناب آقای شریفی، توزیع گر پیشین صحیفه، جناب آقای احمد علامه زاده، مسئول اسناد و ارتباطات صحیفه، جناب آقای ابراهیمی که پنجشنبه ی هرهفته، از اعضای صحیفه با سخاوت مهمان نوازانه اش پذیرایی می کند، جناب آقای موسی اخلاقی که در شماره های نخستین صحیفه، مطالب بسیار خوب اجتماعی برای آن می نوشتند و سایر گرامیان ورجاوندی که به گونه ای در جهت تقویت و تداوم کار صحیفه تلاش نموده اند، سپاسگزاری فراوان کنم و برای یکایک این ارجمندان از حضرت باری، اجر و ارج بیشتر مسئلت نمایم.
همچنین بسیار لازم است که یک سپاس ویژه و اختصاصی داشته باشم از اعضای فرهیخته و دانشور شورای مرکزی حزب وحدت ملی ـ اسلامی افغانستان که همواره ناصح مشفق صحیفه بوده و در موارد زیادی با تذکرات سازنده ی خود، این هفته نامه را مدد رسانیده و سهم درخوری برای پرباری و غنای محتوایی آن داشته اند. انتظار می رود در سال دوم و سال های آینده ی انتشار این نشریه نیز راهنمایی های راهبردی این بزرگان و تذکارها و انذارهای مفید آنان، رفیق راه دشوار و سنگلاخی صحیفه باشد. انشاءالله.
پوزشی کوچک از خطایی بزرگ و همیشگی:
از اطاله ی ملال آور کلام در این نوشتار، که از آفات همیشگی این قلم سرکش است، پوزش می خواهم و آنچنان که برخی از دوستان در نقدهای خود بر صحیفه، تذکر داده اند؛ امیدوارم این کاستی نیز مرتفع شود. تعداد مشاهده :265
دفتر آيت الله العظمي محسني (دامت بركاته) -Okhovat.ORG |