|

استقلال سیاسی و حاکمیت ملی، شرط لازم شکل گیری، قوام و دوام حکومتی برخاسته از رأی و اراده ی آزاد مردم و مبتنی بر اصول......
حکومت جدید و راه دشوار انتخاب
جامعه ی افغانی یا جامعه ی جهانی؟
استقلال سیاسی و حاکمیت ملی، شرط لازم شکل گیری، قوام و دوام حکومتی برخاسته از رأی و اراده ی آزاد مردم و مبتنی بر اصول مسلم دموکراسی است.
افغانستان که از هشت سال پیش بدین سو، عرصه ی آزمون مدل آمریکایی دموکراسی به شمار می آید؛ اکنون در آستانه ی عملیاتی شدن دومین تجربه ی انتخابات ریاست جمهوری، در برابر یک آزمایش دوگزینه ای قرار گرفته و عبوری سربلند از این آزمون، برای توفیق و کارآیی دموکراسی قالب ریزی شده و انعطاف ناپذیر آمریکایی در جهان سوم و به ویژه دنیای اسلام، محکی معتبر برای آن محسوب می شود.
حکومت جدید افغانستان در نخستین روزهای آغاز به کار خود باید نشان دهد که میان دوصورت آشکار دموکراسی آمریکایی و دموکراسی بومی ارزش مدار، کدام یک را برمی گزیند و اصولا مردم افغانستان در دومین تجربه ی فرایند دموکراسی در کجا ایستاده اند؟
اگرچه در ظاهر و آنچه از جانب رسانه های جمعی و تریبون های سیاست مردان داخلی و خارجی دخیل در امر دولت سازی در افغانستان به خورد خرد جمعی داده می شود، هیچ تفکیک و تمایز روشنی میان آنچه به آن دموکراسی آمریکایی و دموکراسی بومی اطلاق می کنیم؛ صورت نمی بندد و این البته از رایج ترین و پرکاربردترین مغالطه هایی است که در جهت انحراف افکار عمومی از آنچه سوء استفاده از حضور و مشارکت مردم در امر نظام سازی سیاسی و تحکیم حاکمیت ملی واقع می شود؛ مورد بهره برداری قرار می گیرد.
در دنیای امروز، بازی با افکار عمومی و دست ابزار قرار دادن آن در جهت عملیاتی کردن پروژه های منفعت جویانه ی قدرت های بزرگ و برتر، به ویژه در جهان سوم، کاری است که رسانه های گروهی به آسانی از عهده ی آن بر می آیند و این چیزی است که در امر تفکیک دموکراسی آمریکایی از دموکراسی بومی شکل گرفته بر محور ارزش های قبول شده ی اجتماعی جوامع، امروزه از کاربرد و بسامد بالایی بهره مند است.
جامعه ی جهانی به رهبری آمریکا علی الرغم برگزاری کاملا آزادانه و شفاف انتخابات و رقم خوردن سقف بالایی از حضور و مشارکت مردم در آن، امروزه یکی از منابع مهم مشروعیت دهنده به نظام های برآمده از اراده ی مردم است. درست بر بنیاد همین معیار و ملاک است که انتخابات مردم فلسطین، چون منجر به پیروزی جنبش مقاومت اسلامی (حماس) گردید ولی مورد تأیید و حمایت جامعه ی جهانی به رهبری ایالات متحده ی آمریکا قرار نگرفت؛ نتوانست مشروعیت داشته باشد، اما شیخ نشین های حوزه ی خلیج فارس، حتا اگر هیچ انتخاباتی هم برگزار نکنند، با صرف همراهی و حمایت جامعه ی جهانی و ایالات متحده، می توانند سال های سال، به شیوه ی غیر دموکراتیک، به حاکمیت خود ادامه دهند. درست در چنین فضایی است که تعارضی آشکار میان آنچه ما اصطلاحا به آن دموکراسی آمریکایی و دموکراسی بومی اطلاق می کنیم؛ شکل می گیرد.
حکومت جدید افغانستان نیز اکنون و در آستانه ی آغاز به کار خود، ناگزیر از مواجهه با این دوگانگی است. دوگانگی ای که انتخاب گزینه ای درست و کم هزینه و سودمند در آن، امری فوق العاده دشوار است.
حکومت به رهبری رئیس جمهور کرزی، باید به گونه ی شفاف میان دموکراسی مورد تأیید جامعه ی جهانی به رهبری آمریکا و دموکراسی مبتنی بر ارزش های بومی جامعه ی افغانستان، یکی را برگزیند.
ابراز نظرهای هشدارآمیز هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه ی ایالات متحده ی آمریکا و گوردون براون، نخست وزیر بریتانیا و برخی دیگر از مقام های خارجی در خصوص نحوه ی کارکرد حکومت جدید افغانستان، به طور طبیعی بر حجم فشارهای سنگین وارده بر رئیس جمهور خواهد افزود. ضمن آن که آقای کرزی ناگزیر است خواست ها و نیازهای رأی دهندگانش را نیز در نظر بگیرد.
اگرچه آنچه در اظهار نظرهای رسمی خارجی ها در خصوص خواست ها و انتظارات آنان از حکومت تازه ی افغانستان عنوان می شود، چیزی نیست که در تعارض با خواست ها و نیازهای جامعه ی افغانستان قرار داشته باشد: مبارزه با فساد اداری، ایجاد حکومتی پاسخگو و حساب ده، اعمال شفافیت و ... درست همان پارامترهایی است که بر مبنای آن حکومت تازه ی افغانستان، مشروعیت مردمی خود را مدیون متعهد شدن به آن ها است.
با این حال، تحمیل دموکراسی مدل آمریکایی و در نتیجه ی آن مورد پرسش قرار گرفتن استقلال سیاسی و حاکمیت ملی افغانستان، چیزی نیست که با تکیه بر ظواهر خوش آب و رنگ سیاست خارجی ها در قبال افغانستان، در خصوص آن نگران نبود و درست بر مبنای همین نگرانی است که به نظر می رسد حکومت جدید، میان انتخاب خواست ها و انتظارات جامعه ی افغانی و فشارها و هشدارهای جامعه ی جهانی، در یک دوراهی دشوار قرار گرفته است.
با این حال، تنها گزینه ای که در اختیار آقای کرزی برای عبور از این دشواری قرار دارد؛ نگه داشتن جانب مردم بر بنیاد ارزش های ملی و معتقدات دینی آنان است. چه، به قول حافظ شیرین سخن شیراز: هرآن که جانب اهل خدا نگه دارد / خداش در همه حال از بلا نگه دارد. برخورداری حکومت به رهبری کرزی از پشتوانه های نیرومند جامعه ی افغانستان، او را در همه حال، از حمایت های جامعه ی جهانی که عمدتا بر بنیاد انگیزش های منفعت جویانه ی آنان و به منظور دست یابی به اهداف درازمدت و استراتژیک شان در منطقه، صورت می بندد؛ بی نیاز خواهد کرد.
رئیس جمهور، به عنوان کسی که مسئولیت رهبری و مدیریت کلیه ی امور و شئون کشور را بر دوش دارد، نباید از یاد ببرد که حمایت درونی مردمی، چیزی نیست که حمایت قدرت های بیرونی را در پی نداشته باشد. درواقع، حکومتی که از این سرمایه ی پایان ناپذیر بهره برده است، به طور طبیعی قدرت ها و کشورهای خارجی و یا به تعبیری جامعه ی جهانی را نیز به کنارآمدن و همکاری کردن با خود منقاد و متقاعد می سازد.
بنابراین، آنچه باید بیش از هرچیز دیگری در اولویت کار حکومت تازه ی افغانستان قرار بگیرد، توجه به خواست ها و انتظارات مشروع مردم، از رهگذر مشارکت دادن نمایندگان واقعی آنان در سازوکار حکومت داری، فراهم سازی زمینه های اشتغال و فقرزدایی، توجه بنیادین و برنامه ریزی شده به عدالت اجتماعی ـ به عنوان حلقه ی مفقوده ی ارتباط و اعتماد مردم به حکومت و با حکومت ـ بازسازی متوازن و رعایت هنجارها و اصول اعتقادی مردم بر پایه ی قانون اساسی کشور است. بدون تردید، اگر این ارزش ها از سوی دستگاه حاکم در عرض پنج سال آینده، به مورد اجرا و اعمال گذاشته شود؛ هم بخش قابل توجهی از بحران های سیاسی و اجتماعی ما حل خواهد شد و هم اعتبار و حیثیت دیپلماتیک حکومت در میان حامیان بیرونی آن افزایش خواهد یافت تعداد مشاهده :479
دفتر آيت الله العظمي محسني (دامت بركاته) -Okhovat.ORG |