|

يكى از عوامل اساسى در تكامل انسان عنصر «اسوه» است. به يقين ارائه تعريف جامعى از اسوه در همه موضوعات مربوط به حيات مادى و معنوى بشر كه بتواند با برقرارى اعتدال بين نيازها و استعدادهاى انسانى، آنها را در حد طاقتبشرى به كمال لايق خود......
حضرت زهرا(س)، الگوی ابرار
يكى از عوامل اساسى در تكامل انسان عنصر «اسوه» است. به يقين ارائه تعريف جامعى از اسوه در همه موضوعات مربوط به حيات مادى و معنوى بشر كه بتواند با برقرارى اعتدال بين نيازها و استعدادهاى انسانى، آنها را در حد طاقتبشرى به كمال لايق خود برساند، بدون هدايت وحى، توفيق بايسته را نخواهد يافت.
ما كه فاطمه(س) را به عنوان «اسوه» براى نوع انسان بويژه زنان مىدانيم، اين موضوع را از زبان وحى شنيديم و از صراحت كلام رسول خدا گرفتيم.
آيات بسيارى از قرآن كريم درباره معرفى اهل بيت عصمت: از جمله حضرت فاطمه(س) نازل گرديدهاند كه بحث درباره آنها خود باب ديگرى مىطلبد و منابع حديثى شيعه و سنى مشحون از اين گونه روايات است. در اين باره كتابهاى مستقلى حتى به وسيله بزرگان اهل سنت تاليف شده است. (1)
بخارى در «صحيح» ضمن حديث طولانى از عايشه چنين نقل مىكند: نبى گرامى(ص) به فاطمه(س) فرمود: «... يا فاطمه الا ترضين ان تكون سيدة نساء المؤمنين او سيدة نساء هذه الامة». آيا راضى نيستى كه سرور و بزرگ زنان مؤمن يا بانوان اين امتباشى؟» (2)
در بيان خصوصيات آن حضرت نيز، كلام خداوند گوياترين و واقعىترين معرف است و در اين خصوص آيات سوره «هل اتى» برجستهترين صفات را مطرح كرده است تا مؤمنانى كه در جستجوى كمال حقيقى و رسيدن به درجات عالى انسانىاند، با چشم دوختن به آن ارزشها خود را در مسير آن قرار دهند.
خداوند در قرآن كريم مىفرمايد: «... ان الابرار يشربون من كاس كان مزاجها كافورا .....يطعمون الطعام على حبه مسكينا و يتيما و اسيرا......»
نيكان - در روز واپسين - از جامى پر از شراب پاك كه آب كافور به آن مخلوط است، مىنوشند و كافور چشمهاى در بهشت است كه بندگان خدا از آن مىآشامند و به هر سو كه بخواهند آن را به جريان مىاندازند. آنها به نذر خويش وفا كرده و از روزى كه سختىهاى آن همهگير است مىترسند،با شدت احتياجى كه به آذوقه خود دارند، آن را به مسكين و يتيم و اسير مىبخشند، و زبان حالشان اين است كه ما تنها به خاطر رضاى خدا به شما غذا داديم و از شما هيچ انتظار پاداش عملى و زبانى نداريم و ما از پروردگارمان، در روزى كه شدت و محنت آن بسيار است، مىترسيم.پس خداوند آنان را از سختى آن روز ايمن ساخت و آثار رحمت و نعمتخويش را بر چهرهها و قلبهايشان نمودار كرد و در برابر صبرى كه كردند، بهشت و لباس بهشتى به آنان پاداش داد. (3)
پيروان اهل بيت عصمت: بر اين اتفاقاند كه اين آيات در شان عترت طاهره نازل شده است و اين واقعه در كتابهاى حديثى و تفسيرى شيعيان از قطعيات به شمار مىرود. گروهى از بزرگان اهل سنت نيز به اين موضوع در كتب روايى و تفسيرى خود تصريح كردهاند. (4)
زمخشرى در تفسير خود، از تفاسير عمده اهل سنت، به نقل از ابنعباس درباره شان نزول اين آيات مىگويد:
حضرت حسن و حسين(ع) مريض شدند رسول خدا(ص) به همراه عدهاى از مردم كه با او بودند، از آن دو عيادت كردند. آنها به على(ع) پيشنهاد دادند براى شفاى فرزندان خود نذر كند. سپس آن بزرگوار و همسرش فاطمه(س) و فضه كه خدمتكار آنان بود، نذر كردند كه اگر آن دو سلامتخويش را بازيابند به شكرانه آن، سه روز روزه بگيرند. آن دو شفا يافتند. اهل بيت نيز تصميم گرفتند تا به نذر خود وفا كنند در حالى كه دستشان از آذوقه تهى بود. بنابراين على(ع) از شمعون خيبرى، شخصى يهودى، به مقدار سه صاع (5) جو قرض گرفت. آنگاه حضرت فاطمه(س) يك صاع از آن را آرد كرده و پنج قرص نان به تعداد اشخاص منزل پخت. تا سفره پهن شد و آنها خواستند افطار كنند، شخص سائلى رسيد و اظهار داشت: درود خدا بر شما اى خاندان پاك محمد(ص)، من از مسكينهاى مسلمانانم مرا اطعام كنيد، خداى متعال از غذاى بهشتبه شما عوض دهد.
آنان نيز آن شخص نيازمند را بر خويش ترجيح دادند و شب را در حالى كه جز با آب افطار نكردند، به صبح آوردند. روز بعد نيز روزه گرفتند حضرت فاطمه با صاع ديگرى از آرد، نان پخت. وقت افطار يتيمى از راه رسيد و عرض حاجت كرد. اين بار نيز آن يتيم را بر خود مقدم داشته و همگى غذاى خود را به او بخشيدند و با آب افطار كردند. روز سوم هنگام افطار اسيرى بر در خانه آمد و تقاضاى طعام كرد. آنان هم نان خود را به او دادند و بدين صورت اهل بيت پيامبر(ص) به نذر خود وفا كردند. روز بعد على(ع) دست دو فرزندش حسن و حسين8 را گرفت و نزد رسول خدا(ص) رفت. تا چشم مبارك آن حضرت به آنان كه از شدت گرسنگى بر خويش مىلرزيدند افتاد، فرمود: اين حالى كه در شما مىبينم برايم بسيار سخت است. آنگاه حركت كرد و همراه آنها به نزد فاطمه(س) رفتند.
رسولخدا(ص) دخترش را ديد كه در محراب عبادت ايستاده و مشغول راز و نياز است و از بىغذايى شكم مباركش به پشتش چسبيده و چشمهايش به گودى فرو رفته است. آن حضرت از اين حالتبسيار متاثر شد. در همان موقع جبرئيل(ع) نازل شد و آيات مذكور از سوره «هل اتى» را در شان خاندان پاك پيامبر برايش قرائت كرد و تبريك و تهنيتخداوند را به خاطر داشتن چنين اهل بيتى به رسولالله(ص) رساند. (6)
فاطمه(س) اسوه بانوان مؤمن
در اين واقعه از دو بانوى پاك سخن به ميان آمده است. اولين آنها حضرت فاطمه(س)، به عنوان اهل بيت و مقتدا و ديگرى فضه، به عنوان پيرو و دست پرورده خاندان عترت است. فضه آن چنان خويش را فانى در فاطمه(س) كرد و با او ميثاقى جانانه و جاودانه بست كه خود را داوطلبانه در اين صحنه پرشور ايثار و نوعدوستى شريك ساخت و به اين منزلتبىبديل دستيافت. صحنه پرافتخارى كه فضه آفريد براى كسانى كه به بهانه معصوم بودن ائمه و معمول بودن ما از پيروى آنان سرباز مىزنند، عذرى باقى نمىگذارد.
از برجستهترين نكتههاى اين داستان و از شكوهمندترين قلههاى رفيع اين نمايش عظيم و پرافتخار انسانى، همان قسمت آخرين اين واقعه است كه:«وقام فانطلق معهم فراى فاطمة فى محرابها قد التصق ظهرها ببطنها و غارت عيناه ...» پيامبر(ص) به همراه على(ع) و حسن و حسين(ع) به سوى خانه فاطمه آمدند. رسول خدا(ص) ديد دخترش در محراب عبادت قرار گرفته در حالى كه شكمش به پشتش چسبيده و چشمان مباركش به گودى رفته است.
اين قلم هيچ توضيحى را لازم نمىبيند ولى شما خواننده گرامى را به تامل هر چه بيشتر در اين فراز دعوت مىكند.
پىنوشتها:
1- براى نمونه، ر. ك: شواهد التنزيل، حاكم حكانى از اعلام قرن پنجم; خصائص الوحى المبين، يحيى بن حسين بطريق، متوفى 600 هجرى; ما نزل من القرآن فى على(ع)، ابونعيم حافظ احمد بن عبدالله اصفهانى، متوفى 430.
2- صحيح بخارى، ج8، كتاب الاستيذان، چاپ بيروت، دارالقلم، ص412، باب693، حديث 1158.
3- سوره انسان، آيات 5 تا13.
4- تفسير كشاف، زمخشرى، دارالفكر، ج4، ص197; شواهد التنزيل، حاكم حكانى، ج2، ص393 -409; خصائص الوحى المبين، فصل 12، ص100; اسدالغابة، ج5، ص530 و غير آن.
5- صاع: معادل چهار مد يا سه كيلوگرم است; فرهنگ عميد، ج2، ص1350.
6- تفسير كشاف، نشر دارالفكر، ج4، ص197. تعداد مشاهده :317
دفتر آيت الله العظمي محسني (دامت بركاته) -Okhovat.ORG |